محمد علي حزين لاهيجي

39

فتح السبل ( فارسى )

مركّب از يقينيّات منتهى به بديهيّات باشد ؛ خواه مسلّم باشد و مشهور ، و خواه نباشد . فايده‌اش حصول معرفت و كمال قوّت نظرى باشد نه محافظت وضعى و ظاهر است كه اين صناعت از طريق تحصيل معرفت نمىتواند بود . [ فائده كلام ] قدماى اهل اسلام را حاجت به اين صناعت از دو جهت بوده : يكى محافظت عقايد شرعيّه از تعرّض اهل عناد از ساير اهل ملل و شرايع . و اين حاجت ، شامل عامّهء اهل اسلام است . و ديگرى اثبات مقاصد هر فرقه از فرق اهل اسلام . و اين لا محاله نسبت به هر فرقه مختلف شود . و اينكه گفتيم حال مبدأ حدوث كلام است در ميان اهل اسلام ، و رفته رفته در كلام افزودند و به مجرد محافظت اوضاع اكتفا ناكرده ، شروع در تحرير و تقرير ادلّه بر اصول و ضوابط و قواعد دينيّه خود هر فرقه نمودند ، و بناى ادله بر مقدّمات مشهوره و مسلّمه و مظنونه در ميان خود گذاشتند و از طريقهء مستقيمهء صحابه و كمّل تابعين و صالحين و راشدين سلف كه تأمّل و تفكّر و رياضت نفس و رجوع به علماء صحابه و ائمّهء مهتدين بود دست برداشتند . و اين طريقه را از كوتاه نظرى با عصبيّت و استبداد به رأى ناقص طريقهء تحصيل معرفت دانستند بلكه طريقهء تحصيل معرفت را منحصر در اين كرده طرق ديگر را مرجوح و مردود داشته لايق توجه ندانستند . و در نظر جاهلان و بىخبران متاع كاسد خود را جلوه‌ها دادند و اين انديشه‌اى است باطل ، و از صحّت و استقامت بىنهايت دور ، و از اعتنا و التفات به غايت مهجور ، چه اعتماد بر شهرت و تسليم در مقدّمات دليل رجوع به تقليد است ، بلكه اكتفا به تقليد محض به سلامت نزديكتر و از استحقاق تشنيع دور تر باشد . و باعث شيوع و سبب رواج اين طريقه در اسلام آن شد كه مردم ائمّهء دين را كه حق تعالى براى هدايت عباد و محافظت بلاد اختيار نموده بود ضايع و متروك گذاشته